منو مسخره کن و بهم بخند
توی همه چی مصرف کننده و مقلد بودم تنها مونده بود توی ژست گرفتن که اون هم به ناشیانه ترین شکل اجرا شد (عکس ام و می گم) ،
البته نه راستش ،این طوری ها هم نیست ، عاشق عمو شلبی ام من ، عاشق نگاهش به دوروبرش ، عاشق طنز محشرش ،
گاهی دل آدم می گیره با خودم فکر می کنم دنیا داره از آدمایی مثل شل سیلوراستاین خالی می شه ، آخه دنیای خشک و عبوس به چه درد می خوره ؟ دنیای مطلقن جدی آدم بزرگ ها !؟ به خصوص کم تحملی جامعه ای که توش داریم زندگی می کنیم و داشته باشین که سر یه برنامه ی طنز چه داد و بیدادی راه می ندازه ، حماقت مجسم اند این آدم بزرگ ها ...
اگه بچه ها نبودن ، آخ اگه بچه ها نبودن ، چقدر غیرقابل تحمل تر می شد این زندگی .
برای شادی روح عمو شلبی می خندم و راه دوستی شو نقل قول می کنم :
« راهی کشف کرده ام
که برای همیشه با هم دوست باشیم
این راه خیلی ساده است
هر چه من می گویم، تو انجام بده! »
کتاب مرد بی وطن ونه گوت را معرفی می کنم
همین قدر کافیه.
در ستایش فروردین
محبوبه ی زیبایی است فروردین
فرّ کائنات است
ورد زبان فصل هاست .
با شکستن شیشه های باغ
شکوفه اش را
خودش را
غزل غزل های سلیمان را
برایم می خواند
تا محبوبه ی زیبایم
فروردین ام
مرا با بوسه های دهان اش آشناتر کند .
می نویسم تا نوسان این عقربه های گیج ، هشیاری ام را افزون تر کند
تا فراموش نکنم ادامه ی داستان خودم را
تا سال تازه را در میان غبار و مه مدفون نکنم .
فروردین سرزنده بودن ام را افزون می کند شاید به خاطر کودک این ماه بودن است یا به دلیل عاشق طبیعت بودن .
فعلن که به خاطر هفت چیز زنده ام و همه ی آنها بر اصل لذت و هیجان تأکید دارند :
(با عذرخواهی از علمای قوم)
سفر ـ طبیعت ـ بهار و پاییز ـ شنا و دوچرخه سواری ـ سکس ـ شعر و فیلم و موسیقی ـ غذاهای خوشمزه و قهوه و شراب روحانی (از همان ها که حافظ شیرازی تأکید فراوانی بر آن داشته و دارد)
پس به پاس این روزها و نعمت ها و حال ها و سلامتی شکرگزارم و به همه ی دوستان سلام می کنم.